غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

218

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

من از كنج خمول بيرون آمده بفر قبول رسيدم هرچند آن شخص را جستم كه عذرخواهى نمايم نيافتم پوشيده نماند كه امثال اين مقال از ابن زايده بسيار منقولست و اين مختصر گنجايش ايراد تمامى آن ندارد لاجرم خامهء خوشخرام عنان بيانرا بصوب ديگر گردانيده بازمينمايد كه در سنهء اثنى و خمسين و مائه عباد بن منصور كه از عكرمه روايت داشت و يونس بن يزيد كه بصحبت زهرى و قاسم بن محمد و سالم بن عبد اللّه رسيده بود از عالم انتقال نمودند و در سنة ثلث و خمسين و مائه خوارج اباضيه قصد افريقيه كردند پوشيده نماند كه اين طايفه منسوبند بعبد اللّه بن اباض و او در زمان حكومت مروان حمار خروج كرده بر دست عبد اللّه بن محمد بن عطيه كشته گشته بود و اتباع او در اطراف عالم متفرق شده بودند و در سنهء مذكوره از آن طبقه قرب صد و بيست هزار سوار در ديار مغرب فراهم آمده با عمر بن حفص الازدى كه حكومت افريقيه تعلق بوى ميداشت حرب نمودند و عمر بقتل رسيده خوارج آن مملكت را متصرف شدند و در همين سال مدة عمر معمر بن راشد الازدى البصرى كه از جملهء محدثان زمان خود بود و كتابى جامع در علم حديث تأليف فرموده بنهايت رسيد و ايضا هشام بن عبد اللّه الدستوانى البصرى كه از عظماء محدثان زمان خود بود در همين سال متوجه عالم عقبى گرديد و در سنهء اربع و خمسين و مائه منصور مبلغ سى و سه هزار درم در تجهيز سپاه مصروف داشته پنجاه هزار سوار مكمل گردانيد و يزيد بن حاتم را برايشان امير ساخته بدفع خوارج اباضيه و تسخير بلاد افريقيه نامزد كرد و يزيد بدانجانب شتافته و با خوارج مقاتله نموده كلانتران ايشانرا بقتل آورد و در آن مملكت بحكومت مشغول گشت و همدرين سال ابو عمرو بن العلاء بن عمار التيمى المازنى البصرى كه يكى از قراء سبعه است فوت شد و ابو عمرو بروايت اصح ريان نام داشت و بوفور علم و صلاح مشهور بود و مدت هشتاد و چهار سال در دار ملال زندگانى نمود و در سنهء خمس و خمسين و مائه حماد بن ابى ليلى الديلمى الكوفى كه اعلم علماء زمان خود بود در علم اخبار و اشعار و انساب اعراب وفات يافت و در سنه سته و خمسين و مائه شيخ بصره ابو النضر سعيد بن عروبة العدوى بعالم اخروى شتافت و او اول كسيست كه در بصره بتدوين علوم مشغولى كرد و درين سال قارى كوفه ابو عماره حمزة بن حبيب التيمى كه يكى از قراء سبعه است در حلوان روى بجهان جاودان آورد از وى منقولست كه ميگفت قرآن سيصد و هفتاد و سه هزار و دويست حرف است و در سنهء سبع و خمسين و مائه ابو عمرو عبد الرحمن ابن عمرو الاوزاعى كه صاحب علم و عمل و در تكميل فضايل ضرب المثل بود در هفتاد سالگى از جهان فانى بعالم باقى رحلت نمود در تاريخ امام يافعى از يعلى بن عبيد مرويست كه گفت روزى نزد سفيان الثورى بودم كه مردى بوى گفت كه در شب گذشته بخواب ديدم كه در ناحيهء مغرب ريحانه‌اى بجانب آسمان تصاعد كرده از نظرها پنهان شد سفيان گفت اگر راست ميگوئى روح اوزاعى بعالم بالا رفته است و بعد از آن بوضوع پيوست كه همان‌شب وفاتش وقوع يافته بود و در سنهء ثمان و